محمد باقر بن عماد الدين شيرازي

41

ضياء العيون ( فارسي )

كرم و خسك بود در سيوم در داروهاى جشم بصر را جلا دهد و تقويت جشم بكند و رطوبت غليظ بزدايد سوس معتدل است بيخ وى ظفره را نافع بود و عصاره‌اش قوىتر است سبج بپارسى شبه خوانند سرد و خسك است ميل ان در چشم كشند روشنى بيفزايد و قوت باصره بدهد و آينه از ان اكر در نظر دارند از نزول آب ايمن باشند سكّر شكر العسر تيفال است قوت بصر دهد سفرجل به سرد است در اول و خسك است در دوم جون به‌بيزند و بر ورم چشم ضماد نمايند نفع دارد سرطان بحرى صنفى از خرچنك است در دريا كه حجريت دارد خسك بود و زداينده جرب را و ظفره را بردارد شيافى از آن بسازند و جرب را بدان خشك كنند و دمعه را منع كند و ريشها را خنك كند و پاك كرداند حرف الشين شادنج نيكوترين وى عدسى باشد و از عدس پهن‌تر و بسيار سرخ باشد و چنانچه بسياهى كرايد و لون ظاهر و باطن يكى باشد و زود بشكند و آنچه